جدیدترین خبر

در اینجا له زودی یک ماژول احداث می شود

آرشيو

 
استاد مطهری و تعليم و تربيت
نگارش یافته توسط انتشارات جوان پویا   

      دکتر محمد منصورنژاد 

 از قديم الايام تعليم و تربيت مورد توجه متفکران بوده و به يک معنا مباحث آن آشنا و حتی گاه تکراری است. اما علی القاعده استاد مطهری با توجه به ظرفيتهای فکری قابل توجه، بايد در اين ميدان نيز حرفهای قابل توجه و شنيدنی داشته باشد .

خصوصاً اينکه او دغدغه مقتضيات عصر را داشته و به تعبير خودش در مقدمه کتاب "عدل الهی"،  در طول بيست سال که قلم می زند در همه نوشته ها، حل مشکلات و پاسخگويي به سئوالاتی که در زمينه مسايل اسلام در عصر ما مطرح اند را هدف قرار داده است . نکته مهمی که جا  دارد در حد يک مکتوب مستقل بدان پرداخته شود آن است که نگاه استاد در موارد عديده  ای به مربيان (مثلاً روحانيت) و يا متربيان (مثلاً نسل جوان و يا زنان) و... "آسيب شناسانه" بود. بدين معنا که صرفاً به طرح و بسط مطالب موجود اکتفا نمی نمودند، بلکه به مشکلات، خطرات احتمالی، نقايص شيو ه های  موجود تربيتی يک نگاه تاريخی، جامعه شناسانه ، زنده و فعال داشتند. در يک نگاه مجموعه مباحث استاد در  موضوع را می توان به دو دسته تقسيم نمود: اول آنجا که مستقيماً به تعليم و تربيت پرداخته اند؛ دوم مواردی که به صورت غير مستقيم به موضوع اشاره دارد. در ادامه هر دو سطح اجمالا مورد اشاره قرار می گيرند. 2) استاد مطهری به صورت مستقيم در موضوع به صورت گفتاری وارد بحث شده که مجموعه سخنرانيها هم اکنون تحت عنوان کتاب" تعليم و تربيت در اسلام"، در اختيار علاقه مندان می باشد. رويکرد عقلانی در کنار نقل، که جزيي از سيره نظری استاد مطهریدر پژوهشهاست ، در اين اثر نيز به خوبی خود را نشان می دهد . از اينرو ايشان در اولين بحث بدين موضوع عمده می پردازد که آيا اسلام برای مساله تعليم ، يعنی همان آموزش دادن و آگاهی دادن اهميت قائل است و به عبارت ديگر آيا اسلام عنايتی به پرورش عقل و فکر انسان دارد يا چنين عنايتی ندارد؟ متعاقب چنين رويکردی است که استاد در اولين سخنرانی همين اثر می گويد: "در بين علما اصلاً من به کسانی که خيلی معلم ديده اند، خيلی استاد ديده اند و اين را مايه افتخار خويش می شمرند، اعتقادی ندارم... کسی که پنجاه سال را يکسره صرف آموختن و تحصيل می نمايند، ديگر مجال فکر کردن ندارد تا خود به مطلبی برسد".در ادامه  تربيت  در پرورش استعدادهای زير تفسير و تحليل می گردند: استعداد عقلی، استعداد اخلاقی، استعداد دينی، استعدادزيبايی زيبايی شناختی-هنری واستعدادخلاقيت. اين اثر استاد نيز مانند ساير آثارش جذاب و خواندنی است.3) اما گر در يک تعبير بتوان شخصيت استاد مطهری را به عنوان " معلمی توانا و مربی مهذب" معرفی نمود، از اين نگاه ساير آثار زبانی و قلمی استاد نيز در اصل آينه تمام نمای معلمی استاد و مظاهر آمادگيهای باطنی اين مربی خود ساخته اند. در بعد معلمی استاد، آموزش دهنده و تعليم گری توانا بود و در بعد تربيتی نيز نه تنها عالم ، بلکه عامل و مهذب بودند. در اين ميدان کلمات حضرت امام خمينی در شهادت استاد مطهری به خوبی روشنگر است که فرمودند: " مطهری که در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان کم نظير بود، رفت و به ملا اعلی پيوست."  و داوری شان اين بود که " آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصايح او که از قلبی سرشار از ا يمان و عقيده نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست".در بعد آموزش و تعليمی استاد در بين نخبگان حوزوی در ميادين مختلفی در ايران صاحب سبکند. به عنوان مثال ايشان به جای بحث از اصول دين و عقايد، که پيشنيه ای طولانی در جهان اسلام و ايران دارد، او مباحث اعتقادی را تحت عناوين سلسله مباحث مطالب "جهان بينی"، عرضه نمود که هم متناسب با قالبهای موضوعات عصر و مفاهيم روز بود و هم گاه حالت مقايسه ای با مکاتب عصر ( و خصوصاً مارکسيسم که در آن عصر جذابيتهای خاصس داشت) را گرفته و امتيازات نگاه اسلامی برشمرده می شوند .  اين سبک گر چه متاسفانه چندان از سوی معلمان ديگر دينی استقبال نشد، ولی قالب بسيار مناسبی برای عرضه مباحث اعتقادی است.  و يا از نوآوريهای مطهری در ابعاد معلمی و آموزشی اش ارايه مباحث آشنايي با علوم اسلامی است که علم منطق، فلسفه، کلام، عرفان، فقه و اصول فقه را به صورت موجز برای ديگران بيان کرده اند و مطالعه اين آثار برای هر فرد علاقه مند به موضوعات حوزوی و اسلامی بسيار جذاب، مختصر و مفيدند.در بعد تربيتی نيز شايد در ايران اين مطهری بود که اول بار سخن از "فلسفه اخلاق" به ميان آورد و مباحث بسيار ارزشمندی را در تبين مبادی و مبانی تربيتی از نگاه اسلامی در مقايسه با بسياری از مکاتب عصر به صورت تطبيقي برشمردند. گر چه در ايران بعد از انقلاب پژوهشگران  ديگری نيز موضوع فلسفه اخلاق را از جهت قلمی و زبانی پرداخته اند، اما ابعاد معنوی، تربيتی و فرهنگی عميق مباحث استاد مطهری به آن اثر حلاوت خاص بخشيده است. از خواندنی ترين مباحث کتاب فلسفه اخلاق از بعد تربيتی آنجاست که مطهری وارد مباحث مربوط به" نفس" از ديدگاه قرآنی شده وبر روی عزت نفس متمرکز گرديده و اين مدعا را برای آزمون مطرح می کنند که در اخلاق اسلامی محور و آن نقطه ای که اسلام روی آن نقطه وجود انسان دست گذاشته ، همان کرامت و عزت نفس است. اما چنانچه اشاره شده، استاد فقط اهل بيان و علم نبود، و گر چه در حيطه قلم و گفتار کم نظير بود، اما نکته قابل توجه تر برای معلمان و مربيان آن است که مطهری خودش تربيت شده و شخصيتی مهذب بود. او اگر در کتاب گفتارهای معنوی "عبادت" را عامل تربيت می شمرد، عملاً نيز بدين سخن وفادار بود. از اين رو از نزديکان و آشنايان ايشان نقل شد که بعد از سن تکليف، هيچگاه نماز شب ايشان ترک شده بود. ما که با آن بزرگوار مأنوس بوديم،  می ديديم که قبل از خواب مقيد بودند که مقداری از آيات را با دقت و تدبر بخوانند. حالت خاص ايشان هنگام نيايش شبانه با خداوند توصيف ناپذير است. و از ويژگيهای عبادی ايشان در همين منبع نکات زير برشمرده شده اند: هميشه با وضو بود؛ نسبت به انجام فرايض فرزندان نظارت دقيق داشت؛ صدای گريه بلند او هنگام خواندن روضه سيدالشهداء و مناجات شبانه و فوت پدر و مادر شنيده شد؛ بعد از نماز مغرب و عشاء سجده های طولانی داشت ؛ از تظاهر چه در امور عبادی و چه در امور اجتماعی و سياسی به شدت پرهيز داشت و....4) استاد مطهری اين پيام مهم را برای همه معلمان مربيان داشتند که اگر قرار است مباحث نظری و آموزشی ماندگار و مؤثر باشند، بايد عميق، نافذ، مستدل و متناسب با پرسشهای عصر و پاسخگوی مخاطبان فکور باشد. و اگر مايل اند به عنوان مربی سخنان آنها بر جان ديگران مؤثر افتد، لازم است گوينده خود عامل، مهذب و خود ساخته باشد تا کلام از جان برآمده اش بر جان نشيند. پس از قريب به سه دهه سکوت ظاهري،  اين است راز و رمز نفوذ کلام، بيان و قلم استاد مطهری که  همچنان جانها را در می نوردد و عقول را سيراب می نمايد.

 

 
قبل >
طراحی و پشتیبانی فنی: عباس منصورنژاد ( a.mansoor65 -@- gmail -dot- com )