سفرنامه عراق: نجف، کوفه کربلا و کاظمین

به نام خدای مسافران

سفرنامه عراق: نجف، کوفه کربلا و کاظمین

سال 92 به حج عمره مشرف شدم و خاطرات سفرم به سرزمین حجاز را در کتاب «از دخمه ای در احد تا مبهوت هیبتی در حرا» نوشتم. رئیس کاروان که شیوه فعالیت و تحرکم را دیده و نیز می دانست که خاطرات سفر را می نویسم، تشویقم می کرد که حتما به عراق برای زیارت کربلا و نجف و… نیز بروم.
پدر بانی 23 نفر زایر
در سال 1394 از جهت مادی موقعیتی مناسب ایجاد شد و با اتکا به آن، به پیشنهاد و قبول هزینه از سوی پدر، عزم بر آن شد که به صورت خانوادگی (والدین، عمه ها، خواهران و…مجموعا 23 نفر) با هم برای عراق (کربلا و نجف و….) عازم شویم و در برنامه ریزی اولیه قرار گردید تا در اسفند ماه همین سال این اتفاق صورت پذیرد.
نقشه عراق
از گوگل مپ، نقشه های عراق را جستجو نمودم، اما نقشه مناسبی که هم موقعیت همه مکان ها و شهرهای زیارتی را نشان بدهد و هم نسبت آنها را با دجله و فرات نشان بدهد، نیافتم و نقشه هایی هم که آرشیو نمودم، چندان چنگی به دل نمی زد. در آن میان نقشه ای مسیر حرکت امام حسین از مدینه و مکه و حجاز به عراق و کوفه و سپس شام را نشان می داد. با اصلاحاتی که در این نقشه در مسیر بازگشت اسرا به مدینه انجام دادم، آن را در زیر منعکس می کنم:

در نقشه بالا موقعیت قادسیه نیز مشخص شده است. قادسیه (در غرب کوفه و نینوا) نام محلی است که مهترین جنگ ساسانیان و اعراب در آن رخ داد. «رستم فرخ زاد» به عنوان سپهسالار لشگر ایران از جانب «یزدگرد سوم ساسانی» و «سعد بن ابی وقاص» از جانب «عمر بن خطاب» به عنوان سردار سپاه اعراب تعیین شده بودند. جنگ قادسیه سال 14 قمری، و فتح مداین بدست مسلمانان، سال 16 قمری است.
در بین نقشه های مختلفی که از عراق دیدم، نقشه ای از کتاب «راهنمای مصور سفر زیارتی عراق» نظرم را جلب نمود که در زیر آمده و از این امتیاز برخوردار است که هم استان های عراق در سالهای اخیر را نشان می دهد و هم موقعیت دجله و فرات نسبت به شهرهای زیارتی روشن است و با اندکی مسامحه نشان می دهد که از چهار شهر زیارتی شیعیان در این کشور، دو موقعیت سامرا و کاظمین در شمال بغداد (پایتخت عراق) و
کربلا و نجف در جنوب بغداد، قرار گرفته اند. مرزهای مواصلاتی ایران با عراق نیز در این نقشه دیده می شود.
نقص عمده نقشه آن است که موقعیت مدائن که از جاهای دینی برای ایرانیان است در این نقشه نشان داده نمی شود.
شب پیش از اربعین دوستی زنگ زد و گفت عازم سفر زیارتی هستم و می خواهم توصیه ای از شما را داشته باشم. گفتم شما که در عمل پیش تاز تر از مایی ولی در عین حال فراموش نکن که وقتی وارد سرزمین عراق به قصد زیارت وارد می شود، نقش کلیدی و محوری با امیرالمومنین است و دیگران همه حول وجود او پروانه وار دور زده و معنا می یابند. این نکته یکی از آسیب هاست که در موارد زیادی جای اصل و فرع، مرکز و پیرامون و… را جا به جا می کنیم.
یادم آمد که مدیر کاروان سفر حج در دو سال پیش پیشنهاد کرده بود که با هم سفر کربلایی داشته باشیم. از آنجا که از حسن سلوک و صبر فوق العاده ای برخوردار بود و ترکیب جمعیت ما هم از حبیب بن مظاهر (از نوع در راه رفتن مشکل دارد، نه اهل رزم) تا علی اصغر را دارد، و کنار آمدن با همه آنها واقعا حوصله می خواهد فکر کردم مدیر مناسبی است. او شماره پاسپورت (نه خود پاسپورت) و یک قطعه عکس را برای ویزا و سایر کارها از ما می خواست تا اقدام کند.
هواشناسی
در روز 28 آذر به هواشناسی شهرهای مذهبی عراق مراجعه اینترنتی داشتم. حدودا نجف گرمترین شهرها بود که در این روز 18 درجه سانتیگراد و شب (کمینه) 8 درجه بود. هوای کربلا تنها 1 درجه از نجف خنک تر بود. و تا 5 روز آینده (هفته اول دی) نیز پیش بینی وضع هوا از ثبات و پایداری همین وضعیت حکایت می کرد. وقتی این هوا را نسبت به ایام اربعین امسال (نیمه اول آذر) مقایسه نمودم دیدم که حدود 2 درجه هوای کربلا و نجف خنک شده است. اما کاظمین مجموعا 2 درجه سانتیگراد از نجف سردتر است و و سامرا 4 درجه خنک تر. با این وضع گرمترین شهر مذهبی عراق نجف و سردترین آنها سامراست.
در روز 7 دی مجددا مراجعه به سایت های هوا شناسی داشتم. هوای نجف در این روز 17 درجه و طی 10 روز آینده بین 13 تا 15 درجه در نوسان بود. هوای کربلا هم در 7 دی 14 درجه و در 10 روز آینده تا حتی 6 درجه نیز کاهش می یافت و البته نوسان داشت و بین 6 درجه و بالاتر از آن در آمد و شد بود.
اوقات شرعی عراق نیز نسبت به ایران نزدیک نیم ساعت تاخیر دارند. با این وصف مثلا ساعت نه و سی دقیقه ایران در عراق ساعت نه می باشد.
کم کم معلوم شد که موعد دقیق سفر 18 بهمن 94 می باشد و حدود یک ماه قبل هم قرار شد هزینه های افراد به حساب شرکت زیارتی واریز گردد. با افزایش هزینه ای که در این ماه رخ داده بود کمترین هزینه برای هر فرد، مبلغ یک میلیون و ششصد و داوزده هزار تومان بود که برای بچه های کمتر از 12 سال مبلغ سیصد هزار تومان کمتر می شد، چون بلیط صندلی هواپیما برای آنان نیم بهاست.
توصیه های سفر
روز 14 بهمن ماه برای توجیه زائران از سوی کاروان فراخوان داده شد. برخی از اعضای خانواده در آن نشست شرکت نمودند. برخی توصیه های بهداشتی (در این فصل، صبح عراق سرد است و اگر دارو مصرف می کنید برای 10 روز قرص بگیرید و….) و، امنیتی (از کسی امانت برای آوردن به ایران قبول نکنید و در قالب برنامه های کاروان عمل کنید و….)، و حمل و نقل را داشتند. از جمله اقدامات دولت که توجیه آن برای عقل ناقص من دشوار است آن است که برای زوار، ارز تخصیص می دهند و هر کس می تواند 200 دلار ارز بگیرد. دلاری که طبق توصیه کاروان با قیمت بالاتری در بازار فروخته می شود. اینکه چرا باید دولت چنین امتیازی را در این شرایط اقتصادی برای کسی که هوس زیارت به سرش زده است پرداخت کند، معلوم نیست. از مسئولین یکی از جایگاههای ثبت نام زیارتی پرسیدم که احیانا برای خرید در عراق آیا برای زایر ایرانی، ریال ایران مناسبتر است یا دلار؟ ایشان گفتند: بهتر آن است که دلار، به پول عراق، یعنی دینار تبدیل شود. زیرا چون اکثر افراد با ارزش دینار، واحد پول آنها در قیاس با سایر پول ها آشنا نیستند، در نتیجه در خریدها مغبون شده و ضرر می کنند.

آغاز و انجام سفر
روز اول (18/11/94)
پرواز به سوی نجف
روز 18/11/94 صبح ساعت شش و نیم البته با نیم ساعت تاخیر از تهران به سمت نجف پرواز داشته و با هواپیما پس از یک ساعت و ربع در فرودگاه نجف فرود آمدیم. فرودگاه محقر و جمع و جوری بود. در حین فرود فراوانی آب منطقه نجف قابل توجه بود که آب های فراوانی به زیبایی تقطیع شده و در زمین های وسیعی ساری و جاری بود. بد نیست یاد آوری کنم که ورود من به سرزمین عراق اول بار نبود و البته دفعات قبل غیر قانونی وارد عراق شدیم . زیرا اول بار در عملیات رمضان از مرز عراق در شلمچه گذشتم. دوم بار در عملیات والفجر 4 حوالی پنجوین عراق از طریق کوه وارد مناطق کردستان عراق شدیم. و سوم بار در عملیات والفجر 8 از طریق فاو و در جنوب وارد خاک عراق شده بودیم. اما این بار داستان از اساس متفاوت بود و قرار بود دوستانه سفر و معاشرت کنیم.
نجف شهر عقب مانده
با ماشین به سمت مرکز شهر که گفته شد 16 کیلومتر با فرودگاه نجف فاصله دارد حرکت نمودیم. آنچه در همان اوان ورود به شهر برای فردی که اول بار وارد این شهر می شود، به ویژه اگر از سوابق فرهنگی نجف داده ای داشته باشد، غافلگیر کننده است آنکه شهر به جّد مخروبه است و نه تنها با مدینه و مکه در عربستان و یا کلانشهرهای ایرانی قابل قیاس نیست، بلکه شهر های معمولی مثل قم و آمل نیز بسیار بسیار از نجف توسعه یافته ترند. آشغال وسط خیابان با تردد ماشین ها ریزگرهایی تولید می کند که بسیار آزار دهنده است و بی جهت نیست که به زوار تذکر داده می شد که ماسک همراه داشته باشید. ساختمان های این شهر تاریخی بعضا حال و هوای روستایی می زنند و البته اطراف حرم وضع اندکی بهتر است و تنها یک میدان در حال ساخت و ساز دیدم که حال و هوای شهری داشت.
در هر شکل به هتل رسیدیم. وسایل را هتل گذارده و به حرم رفتیم و پس از نماز ظهر و عصر و زیارت قبر امیرالمومنین به هتل بازگشتیم. برق شهر قطع و وصل می شد و هتل ها موتور برق خاص خود را داشتند. غذای هتل نسبتا متنوع بودند گر چه لذیذ نبودند . از هتل قصر الجنان که در آن مستقر بودیم تا شهر حدود 20 دقیقه راه بود. سرویس هایی به صورت منظم زائران را به حرم می آوردند و باز می گرداندند (غیر از یازده و نیم شب تا 4 صبح). مدیران هتل ها ایرانی بودند و در همان ابتدا خوش آمد گفته و نکات ضروری را یاد آوری می نمودند.
حرم امیرالمومنین
حرم امیرالمومنین از حد انتظار کوچکتر و زائران چشمگیری (مثلا در حد حضرت معصومه) نداشت. حال و هوای حرم اواخر شب، معنوی و قابل توجه بود. زیرا دسته های کوچکی به ویژه از ایرانیان دور هم جمع شده و به دعا، نوحه خوانی، سینه زنی و سخنرانی و… مشغول بودند.
بازارهای اطراف حرم از دست فروش و مغازه ها فعال بوده و منتظر خرید ایرانیان از اجناس آنها که اکثر چینی هستند.
ماشین و رانندگی
در خیابان ها ماشین های خارجی فعالند و ظاهرا عراق خودروی داخلی ندارد. از ماشین های ایرانی پراید در عراق فراوان به چشم می خود و سمند هم در مواردی ملاحظه شد. مینوبوس های قدیمی در نجف فعالند. رانندگی عراقی ها به رانندگی خودمان شباهت زیاد داشت: شتاب در رانندگی، بوق زدن مکرر به بهانه کوچک، حق تقدم دیگران را جدی نگرفتن و…. و هیچ نسبتی با رانندگی آرام عربستان نداشتند. همانند عربستان یک مورد راننده زن در نجف و سپس کربلا ندیدیم و این قاعده تنها در فرودگاه بغداد یکبار نقض شد. در این بعد هر دو کشور از ایران بسیار عقب مانده ترند.

امنیت عراق به جد مشکل دارد. همان لحظه ورود به ما تذکر دادند که مواظب جیب خود بوده و اشیای قیمتی به حرم نبریم و … تذکراتی که در سفر حج مطرح نمی شد. شهر در کنترل نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی است و از این رو از ادارات فعال و پلیس راهنمایی رانندگی چندان خبری نیست.
در بیشتر موارد برخورد ماموران و حتی کسانی که در حرم تفتیش می کردند با ایرانیان چندان مهربانانه نبود و در مواردی به جد سختگیری می کردند.
در حرم ها جنازه معمولی فراوان برای طواف آورده می شد و گاه چند شهید نیز برای طواف و نماز میت به حرم امیرالمومنین آورده می شد و علاقه مندان و دوستان آنها ناراحت و گریان و پر شور اطراف تابوت را پوشش می دادند.
مقبره علمای زیادی در اطراف مزار امیرالمومنین وجود دارند. در رواق ها ی مربوط به حرم محقق حلی، شیخ انصاری، پسر امام خمینی مصطفی، آیه الله خویی و …. مدفونند.
روز دوم (19/11/94)
مسجد سهله
مسئول کاروان را صبح دیدم و از برنامه پرسیدم. ظاهرا برای مسجد سهله کاروان برنامه ندارد. از این رو یک ماشین ون به مبلغ 30 هزار دینار (حدود 90 هزار تومان ایران) اجاره کردیم و تیم خودمان را به آنجا بردیم. مسجد سهله با مسجد جمکران شباهت هایی دارد. از آن جهت که شب چهارشنبه ها برخی برای زیارت به آنجا می روند و مقامی برای امام زمان دارد و برخی 4 چهارشنبه مداوم آنجا می روند و حاجت می گیرند و آیه الله نجفی مرعشی نقل می کنند که در آخرین چله که هوا کولاک بود همسفر با امام زمان شدند و….
اما تفاوت مسجد سهله با جمکران آن است که مقامات دیگری نیز در آن وجود دارند. مقام حضرت آدم، ادریس و خضر نبی و نیز مقام امام زین العابدین و امام صادق. وجود انبیای دیگر سبب می شود که حتی غیر مسلمانان هم بتوانند در این مکان به زیارت بیایند. در هر مقامی دو رکعت نماز و زیارت های خاص خوانده می شود. مثل سایر موقعیت های مذهبی فروشندگان در اطراف این فضا تجمع نموده و حتی به زبان فارسی با ایرانیان ارتباط می گیرند و خرید و فروش جریان دارد. شاید یکی از دلایل آشنایی آنها با گویش فارسی برای این شهرهای عراق آن باشد که از جهت تاریخی تمام این مناطق زمانی جزو خاک ایران بود و اصلا مدائن که حدود 35 کیلومتری جنوب شرقی بغداد قرار دارد، پایتخت زمستانی ساسانیان بود. توقف 2 ساعته ای در مسجد سهله داشته و به هتل باز گشتیم و برای نماز ظهر به حرم رفتیم.
نغمه کوفی
نکته جالب توجه دیگر آنکه در نغمات کوفیان و نجف در تلاوت قرآن و اذان گفتن هیچ نغمه های مشهور جهان اسلام که ظاهرا از مصر تاثیر پذیرفته اند و در عربستان نیز این چنین بود دیده نمی شود. تلاوت های مجلسی قرای مشهور مصری اصلا در حرم امیرالمومنین و در کوفه شنیده نمی شود. نغمه ای که به گوش می آید با برخی تلاوت های قدیمی ایرانیان مثلا در مازندران شباهت دارد و ظاهرا باید نغمه کوفی و خاص آنها باشد. از بعد زیبایی شناختی این تلاوت چندان برای گوش های ما جذاب نمی نمود و با اذان های سحر آمیز مسجد مدینه و کعبه نسبتی نداشت.
وادی السلام و مقبره دسته جمعی
اعضای کاروان (هجرت یار آشنا) بعد از ظهر به دیار قبرستان وادی السلام رفتیم که مدفن دو پیامبر: یعنی مقبره هود و صالح می باشد. پس از نماز و زیارت مقبره آیه الله قاضی طباطبایی را نیز دیدیم و در کنارش، روحانی کاروان چند دقیقه صحبت نمود. در منابع اسلامی وادی السلام قبرستانی معرفی شده است که همه ارواح به آنجا برده می شوند و شاید دلیل دفن حضرت امیر در جنب این قبرستان نیز به دلیل عظمت این مکان است. برخی از صاحبان مکنت و جاه مادی و معنوی در سابق وصیت می کردند که آنها را در وادی السلام دفن کنند. بدنها در زاغه ها نگهداری می شد و با از بین رفتن گوشت، استخوانها به نجف منتقل می شد.
مقبره های آنجا دو طبقه ای و برخی هر چندقبر، یک مجموعه ای هستند که پله ای دارند و می توان به کف این قبرها رفت. یکی از آهن های روی این قبرها را گشودیم و بخشی از آقایان و خانم ها به آن پایین رفتیم و فیلم گرفتیم. 12 قبر آماده بود که دو مورد آن مرده دفن بود و 10 مورد آن آماده بود که مرده ای به صورت افقی به درون آن نهاده شده و درب آن گل گرفته شود.
مسجد و مدرسه هندی
چون قصد تهیه مواد برای مستندی را در باره شهرمان دارم، مدرسه و مسجد هندی که در حدود 100 قدمی درب قبله حرم امیرالمومنین در جنب بازرا قرار دارد پیدا نموده و از آن مکان که مشهور است که محل تدریس آخوند خراسانی بود، فیلم گرفتم. زیرا دو تن از بزرگان شهر رینه ( آیه الله مجلسی و غروی) شاگردان آخوند خراسانی بوده و علی القاعده در این مکان می بایست حاضر می شدند. در حیاط این مسجد مقبره خانوادگی آیه الله سید محسن حکیم بود که آنجا نیز فاتحه ای خواندیم. نگران بودم که اهالی مسجد نسبت به تصویربرداری، عکس العمل نشان دهند و از این رو با احتیاط فیلم گرفتیم.
شخصیت صالح صفا
شب در بازگشت از حرم، درمقبره صالح صفا برای این شخصیت نیز فاتحه ای خواندیم. صالح صفا آنگونه که در معرفی اش آمده است، اسم شخصی بود که در زمان حضرت امیر از یمن به نجف آمد و در جنب وادی السلام معتقد بود اینجا فردی دفن می شود که صاحب فضایل و کراماتی است. ولی همانجا از دنیا می رود و حین دفن حضرت امیر به کمک فرزندش می آید و وقتی آن داستان را از زبان او در مورد این مکان می شنود سه بار سوگند یاد می کنند که به خدا سوگند که آن فرد خاص که در این مکان دفن می شود، من هستم. در هر حال در ضلع غربی حرم حضرت امیر که الان مقام و جایگاه بسیار بزرگی بیاد حضرت زهرا ساخته می شودو در چند صد متری مقبره این شخصیت قرار دارد. از کنار این مقبره که نسبتا بزرگ نیز می باشد، آثار بحر النجف که روزی دریای بزرگی بوده است دیده می شود که الان هم به اندازه یک دریاچه کوچک آب داشته و از صافی صفا حدود 200 متر فاصله دارد.
روز سوم: (20/11/94)
کمیل، میثم تمار و مسجد حنانه
صبح روز سوم به سمت مسجد کوفه مزار کمیل و مزار میثم تمار و مسجد حنانه رفتیم. در جنب مزار کمیل ابن زیاد با یکی از دوستان که مسئول مخابرات لشگر 25 کربلا در زمان دفاع مقدس بود (محسن پور) برخورد نمودیم و ضمن احوالپرسی گرم از من پرسید که اینجا نوشته کمیل تا سال 91 زنده و بدست یوسف بن حجاج ثقفی شهید شد. با این وصف او در کربلا کجا بود؟ توضیح دادم که از نگاه من گر چه کمیل از اصحاب دل و عارف بنامی بود اما مدیر توانا و مبارز شاخصی نبود و حتی زمانی حضرت امیر او را استاندار هیت نصب نموده بود که با تاکتیک غلط سبب ضربه به حکومت علوی شد و از این مقام عزل و بنا به آنچه در نهج البلاغه آمده است به شدت از بعد مدیریتی مورد توبیخ حضرت نیز قرار گرفت. اینکه حجاج هم کمیل ها را می کشت از آن جهت می توانست باشد که برخی فکر می کردند و می کنند هر کس با ما نیست، علیه ماست.
میثم تمار که با پافشاری در دفاع از شخصیت علی به صورت فجیعی ( مثله شده و زبان از حلق بیرون آورده و….) توسط ابن زیاد از امویان کشته می شوند.
مسجد حنانه هم به موقعیتی گفته می شود در حین انتقال سر امام حسین به کوفه در اینجا توقف داشته است و از زمین ناله شنیده شد. دو رکعت نماز در این مسجد می خوانند. البته ستون حنانه ای هم در مسجد النبی در مدینه داریم که فردی به دلایلی توبه نموده و خودش را بدان ستون بسته بود و….
دارالاماره
در ادامه به سوی مسجد کوفه رفتیم. 500 متر پیش از آن دارالاماره کوفه قرار دارد که الان جز تلی از خاک چیزی از آن موجود نیست و البته دورش نیز حصار است و نمی شد بدان وارد شد. گفته می شود که عبدالملک مروان این بنا را تخریب کرد وقتی فردی گفت سر بریده امام حسین، ابن زیاد، مختار و مصعب را در اینجا دیده و ممکن است سر بعدی سر خود عبدالملک باشد.
در جنب دارالاماره خانه ای به نام امیر المومنین باز سازی شده که داخل آن اطاقی برای عیالات و اطاقی برای حسن و حسین و… در نظر گرفته شده است که معلوم است متناسب با حال و هوای این زمان بازسازی شده است و بهتر آن بود که متناسب با موقعیت تاریخی ساخته می شد.
مسجد کوفه
در فاصله نزدیک آن خانه، مسجد کوفه قرار دارد که فضای وسیع و بزرگ و دارای مقامات متعدد است که برخی گفته اند که با خواندن 2 رکعت نماز در هر مقام به بالای 50 نماز می رسد. کاروانها در این محل توقف طولانی دارند و گروه گروه در حال دعا و نماز و سخنرانی اند و تا حدودی حال و هوای مسجد شجره را که افراد در بیرون شهر مدینه در حرکت به سمت مکه محرم می شوند در ذهن ها تداعی می کند . مقام های جبرئیل، آدم، امام صادق و… در مسجد کوفه قرار دارد که برای هر کدام آیین جداگانه برگزار می شود. قبر مسلم و مختار نیز در همین مکان است که زیارت می شوند و از نکات مقدس این مکان محراب نماز امیرالمومنین است که دو محراب یکی برای نماز فریضه و یک نوافل. مشهور آن است که حضرت امیر در پای محرابی که نماز واجب می خواندند، به شهادت رسید. اینجا نیز نماز خوانده می شود و نماز جماعت ظهر و عصر هم برقرار بود و مثل جاهای دیگر دو امام جماعت جدا از هم نماز می خوانند و صدای دو مکبر تداخل دارد و گاه سبب اشتباه ماموین می شود. همین نقیصه را در حرم امیر المومنین و کربلا نیز داشتیم. شیعه در برگزاری نماز جماعت هنوز به وحدت و انسجام و نظم و ترتیبی که در اهل سنت دیده می شود نرسیده و چه خوب است برای این مشکل چاره اندیشی شود.
اطراف مسجد کوفه حصار عظیمی کشیده شده که مسئول کاروان می گفت این حصار در دهه اخیر و با سرمایه خانمی هندی ساخته شده که با این وصف باید یک فرد میلیاردها هزینه نموده باشد تا چنین بنای بزرگی تاسیس شود. به سبب طولانی بودن مناسک در مسجد کوفه، پس از اتمام نمازها و ادعیه و… زائران خسته و کوفته به هتل باز گشتند.
ناودان طلا
غروب برای وداع به حرم رفتیم: جلوی ایوان طلا زیارت امین الله خوانده شد و پس از برنامه ای جمعی هر کدام برنامه های خودش را تعقیب نمود. اکثر مراسم جلوی ایوان طلای حضرت برگزار می شد. در حیاطی که به درب قبله منتج می شود، در بالای حرم امیرالمومنین، ناودانی قرار دارد که به ناودان طلا شهرت دارد و آب های پشت بام از این طریق تخلیه می شود.
کتابفروشی نجف
روبروی درب قبله در 100 متری، بازار سوق الخویش در جنب مسجد هندی قرار دارد که اکثر مغازه ها در این بازار تنگ، کتاب فروشند با مشتری اندک. کتاب ها همه به زبان عربی بوده و از امام خمینی و در زمینه انقلاب اسلامی کتاب فراوانی در معرض فروش بود و چند کتاب شریعتی (پدر مادر ما متهمیم و مذهب علیه مذهب و….) با ترجمه عربی هم فروخته می شد، که از نفوذ اندیشه این روشنفکر دینی در فراتر از ایران حکایت می کرد.
شغل جوجه کشی
روحانی کاروان که به راحتی به حریم خصوصی دیگران ورود پیدا می کرد، از من درباره دخترانم پرسید و تعبیر بکار برد که لاجرم به یک گفتگویی بالای نیم ساعته کشانده است. ایشان گفتند اینها را رد کنید بروند! گفتم مگر نخود و لوبیا هستند؟ در زمینه اشتغال و ازدواج و … نگرشی سنتی و متعبدانه و مخالف عقل و منطق داشتند که البته در گفتمان خودش درست بود، ولی برای کسی که بخواهد نگاه محققانه به دین داشته باشد زمان این حرفها مدتها پیش سپری شده است. امروزه عرضه دین کارآمد برای نسلی روشن و پرسشگر واقعا کار دشواری است و این رسالت را چنین مبلغانی نمی توانند به سرانجام برسانند. بار دیگر برای من و چند نفر دیگر با ذوق و شوق خاطره شب پیش اش از حرم را می گفت که فردی 23 فرزند کوچولو از 7 زن را دارد که با شال سبز برای نماز شب به حرم می آیند و… یکی پرسید شغلش چیست. شوخی کردم که جوجه کشی و ایشان خیلی جا خورد و گفت کشاورزی می کند. نمی دانم این چه کشاورزی است که 31 نفر ( اگر متعلقات دیگر نداشته باشد) را تامین می کند!
روز چهارم (21/11/94)
روز چهارم برای رفتن به کربلا عازم شدیم در بین راه کاروان توقفی در مجسد سهله داشت که در باره آن قبلا نوشتم.
در مسیر از مسجد سهله تا کربلا که مستقیم بود و تیرهای برقی که آنها عمود می کفتند اگر فاصله آنها از هم 100 متر باشد، بود که چون 1300 عمود داشت باید فاصله بین مسجد سهله تا کربلا 130 کیلومتر و نجف تا کربلا حدود 140 کیلومتر می شد.
شهدا و لبنیات کاله
در بین راه به همه این عموها عکس شهدای عراق چسبانده بودند و پایین عکس شدها در اکثر موارد تبلیغات مواد لبنی کاله از آمل بود! محصولاتی که سر سفره ما در رستورانها نیز حضور داشت.
موکب های پذیرایی
در سمت راست مسیر یکسر خیمه ها و حسینیه ها و موکب هایی ساخته شده بود که از زایران اباعبدالله در اربعین، عرفه و نیمه شعبان در این مکانها پذیرایی می شود. از زائرانی که در اربعین با پای پیاده به سوی کربلا در حرکتند از این موقعیت خاطرات زیادی شنیدیم. از غذای آماده تا محبت های اهالی عراق به زوار.
در بین راه ایستگاه بازرسی ها فراوان بود و همین سبب طولانی شدن سفر می شد. در مدخل های ورودی به حرم نیز سختگیری های امنیتی بیشثتر از نجف یبود و در چند مرحله افراد بازدید می شدند و برای خانم ها سختگیری ها بیشتر بود. بازدید کنند گان هم در مواردی خوش خلق و در مواردی بی تفاوت و در مواردی هم کینه جویانه با ایرانیان برخورد می کردند و تظاهرات بیرونی شان ضد ایرانی بود.
در مجموع شهر کربلا از نجف آباد تر و شیک تر بود گرچه با شهرهای ایرانی قابل مقایسه نبود و حالت مخروبه نیز در اطراف شهر زیاد دیه می شد. شهر کاملا فضای امنیتی داشت و همه کاره شهر نیروهای نظامی، انتظامی و اطلاعاتی بودند از سایر ادارات و حتی پلیس راه راهنمایی و رانندگی خبری چندانی نبود.
تل زینبیه تا حرم سید الشهدا
بالاخره به کربلا و هتل بیت الجود که کمتر از 2 کیلومتر با حرم فاصله داشت و از هتل نجف بسیار شیک تر، مجهزتر و و سیع تر بود، رسیدیم. کاروان زمان عصر را برای رفتن به حرم اعلام نمود، ولی ما 8 نفری از آقایان و خانم ها پیاده رفتیم و از تل زینیه (غربی ترین موقعیت) بازدید و زیارت را آغاز نمودیم. چند نفر پاکستانی شوری گرفته بودند که دقایقی نشستیم و بسیار تاثیر گذار بود.
وارد حرم اما حسین شدیم. آنجا مقبره امام حسن با دو پسرش علی اکبر و علی اصغر یکجا و مقبره حبیبابن مظاهر یک جا و برای بقیه شهدا هم یادمانی یکسر درست نموده اند و معلوم است که محل دقیق دفن سایر شهدا نیست و علی القاعده پیکرهای آن عزیران باید در اطراف حرم پراکنده باشند. فلسفه تفکیک مقبره حبیب را پرسیدم هر کس (روحانی و مدیر کاروان) هر چه دل تنگش می خواست، گفت! و یکی دو نفر البته گفتند نمی دانیم یا تا الان به این نکته فکر نکرده بودیم. ولی بعدا منابعی دیدم که او بدست قبیله خودش جدا دفن شد. البته او صحابی پیامبر و مسنترین یاران امام حسین در کربلا بود. حرم امام حسین نسبت به حرم امیرالمومنین هم بزرگتر، جادارتر، زیباتر و با سقف های بلند تر است.
حرم حضرت عباس
در شرق مقبره امام حسین با فاصله حدود 350 کیلومتری حرم حضرت عباس قرار گرفته که فاصله بین این دو حرم را بین الحرمین گویند و مکان سرپوشیده ای برای رفت و بازگشت هم ساخته اند که تا حدودی حال و هوای سعی بین صفا و مکه در جنب خانه کعبه را می زند و این ظرفیت را دارد که از سوی وهابیون و سلفیون از نشانه های شرک قلمداد شده و باز سازی مکان هایی در عرض سمبل های توحیدی در اماکن شیعی تلقی گردد. حرم حضرت ابالفضل هم ظاهرا توسط ایرنیان در حال بازسازی بود و فضای نسبتا بزرگی داشت.
در داخل حرم ابالفضل موزه ای بود که آثاری متعدد و متفرق ار پیشینه تمدنی عراق تا آثاری از ضریح معصومین را پوشش می داد.
به شوخی از یکی از بچه های زمان دفاع مقدس پرسیدم باور می کنید این عراقی ها همانها هستند که 8 سال بهترین بچه های ما را تکه تکه می کردند و جلوی ما ایستاده بودند؟ گفت خیر، آنها الان پوست انداخته اند!
روز پنجم:( 22/11/94)
کف العباس
دومین باری است که در روز 22 بهمن در ایران نیستیم و از تظاهرات جا مانده ایم. درروز پنجم ضمن زیارت حرم، به کف العباس رفتیم. ظاهرا محل و مکان بریده شدن دست چپ و راست حضرت عباس که بقعه کوچکی در دو نقطه جنوب و جنوب شرقی حرم حضرت عباس با فاصله حدود 50 تا 100 متری از با حرم ونسبت به هم قرار دارند.
مزار حر
بعد از ظهر با اجاره ماشینی به صورت گروهی به زیارت مقبره حر رفتیم که تا حرم حسینی 10 الی 15 کیلومتری فاصله دارد. مسئولین کاروان به مخاطبان تذکر می دهند که حر و نیز حبیب در برآوردن حاجات مربوط به ازدواج تبحر دارند. دلیل دور افتادن مقبره حر نیز آن است که چون در سپاه ابن زیاد بستگانش بودند نه سراو جدا شد و نه با سایر شهدا سرنوشت مشترک یافت، بلکه به نقطه فعلی نقل مکان یافته و دفن گردید. اهمیت توسل به حر از آن جهت است که او از جنس خود ماست. زیرا هم بقیه شخصیت هایی چون امام حسین و عباس و اکبر از خاندان نبوت و و لایت و امامتند و ما مانند حر چنین مشخصه ای را نداریم. و هم حر تا روز عاشورا نه تنها با حسین نبود، بلکه اولین کسی است که راه را بر اباعبدالله بست و خانواده اش را ترساند و… و از این رو هم با ما که نمی توانیم از همه رفتار و کردارمان دفاع کنیم قرابت دارد. و ضمنا این درس را به جهانیان می دهد که با هر سابقه اگر توبه و بازگشت واقعی باشد در درگاه خدا و اولیا پذیرفته می شوی.
خیمه گاه
به حرم برای نماز مغرب بازگشتیم و سپس برای خیمه گاه که در جنوب غربی حرم امام حسین و در فاصله 150 متری قرار دارد رفتیم. یادمان خوبی درست نمودند و جایی را به نام عباس، امام سجاد حضرت زینب و قاسم ابن الحسن اختصاص داده اند. معلوم است که بازسازی آن موقعیت به صورت نمادین است نه واقعی. وگرنه باید گفت مثلا جایگاه علی اکبر کجاست ؟ ویا خیمه گاه عباس مردانه و زنانه معنایی ندارد و… در هر شکل آنجا مراسم دعا و زیارت و سینه زنی از سوی کاروان های مختلف برپاست.
مداحی کم حاصل
شب جمعه بود و از آرزوی شیعیان درک زیارت امام حسین در این شب است که مشهور است حضرت زهرا به کربلا می آید و… قصد کردیم که شب را در حرم بمانیم. از ساعت 12 تا 3 نیمه شب را پای مجلسی که چندین کاروان و مداحان آنها برپا نموده بودند با حضور دو تن از روحانیون نشستیم. برخلاف حجاز، اینجا مداحان می توانند تا دلشان می خواهد به هر کس که اراده کنند لعنت کنند و حسابی ضجه بزنند و عقده گشایی نمایند.
سوگناک می خوانند و به خودشان سیلی می زنند و یکسر جانسوزترین حالت های مربوط به کربلا و حضرت زهرا و… را به صورت تکراری بیان می نمودند و یکی دو نفر روحانی از همان جنس مداحان هم بودند که اندکی صحبت احساسی داشتند. در این 3 ساعت از توحید یک کلمه گفته نمی شود و از معارف اصیل دینی هیچ خبری نبود و این نکته از خلاهای غیر قابل جبران اینگونه نشست هاست. غیر از اینکه در موارد محدودی به جاده خاکی می زند و شرک جلی هم در اذکار داشتند .( مثلا اول و آخر حسین و….) چه خوب بود روحانیون احساس مسئولیت بیشتری نموده و نکات انحرافی را در جمع متذکر می شدند. ایکاش مثلا شب جمعه بود چند فراز توحیدی دعای کمیل را می خواندند و یا بخش هایی از دعای عرفه اما حسین را. اشک زیادی از مخاطب می گیرند اما چون عواطف و احساسات محض است در اندک زمانی و پس از فاصله گرفتن از آن فضا فراموش می شود.
در آن شب در اطراف حرم امام حسین و حضرت عباس و نیز بی الحرمین پر از اعرابی بودند که به صورت خانوادگی در شب سرد زمستانی با بچه های کوچک مستقر شده و براحتی با یک پتو می خوابیدند و …

روز ششم (23/11/94)
خطبه های نماز جمعه
چون شب قبل بیدار مانده بودیم روز تا حوالی ظهر خوابیدیم و سپس برای نماز جمعه آمدم. در صف بیرونی نماز نشستم و خطبه که به زبان عربی خوانده می شد را گوش کردم. در خطبه اول که حدود 20 دقیه بود محور اصلی سخن حقوق همسایه و اقسام همسایگان بود که احادیث فراوان در این زمینه خوانده شد و به صحیفه سجادیه هم در همین بحث ارجاع داده شد. از جمله حدیثی از رسول خدا كه از جابر نقل شده است: همسايگان سه گونه اند، همسايه اى كه يك حق دارد و همسايه اى كه دو حق دارد و همسايه اى كه سه حق. همسايه اى كه فقط يك حق دارد، همسايه مشركى است كه خويشاوند نباشد كه حق او فقط همسايگى است. همسايه مسلمانى كه خويشاوند نباشد، او را دو حق است و همسايه مسلمان خويشاوند كه او را سه حق است، و كمترين پاس داشتن حق همسايگى اين است كه همسايه ات را با بوى ديگ غذاى خود ناراحت نسازى مگر اينكه كاسه اى از آن براى او فرستى. با این حقوق متنوعی که اقسام همسایگان دارند، سبک زندگی امروزین در شهرهای بزرگ که همسایه از همسایه خبر ندارد با سبک زندگی دینی فاصله چند کیلومتری دارد.
خطبه دوم شش هفت دقیقه ای عین بخش هایی از نامه 53 نهج البلاغه را که خطاب علی به مالک است را خواند که پاسداشت سنت های حسنه و خدمت به مردم فراتر از دین است زیرا مردم یا در دین برادر دینی تواند یا در خلقت انسانی با تو مشابه اند و… را خواند.
زیارت مکرر و راهنمایی برخی همراهان از کارهای این روزهاست.

روز هفتم (24/ 11/ 1394)
حرکت به سوی بغداد و کاظمین
صبح روز هفتم برای وداع به حرم ورفتیم و سپس به هتل بازگشته و پس از صبحانه به سوی کاظمین حرکت کردیم. از کربلا تا بغداد 100 کیلومتر فاصله بود و حداکثر 10 کیلومتر از بغداد تا کاظمین. کاظمین در اصل ملحق به شهر بغداد است. (حتی نزدیک تراز شهر ری به تهران) در بین راه فضاهای سرسبز زیاد دیدیم و جایی داشتند محصولی شبیه سیب زمینی برداشت می کردند. به جهت بازدید های متعدد بیش از سه ساعت مسافت کربلا تا بغداد و کاظمین را پیمودیم و به هتل درالکاظمیه در کاظمین (که تا حرم حدود 500 متری فاصله داشت) موقع ظهر رسیدیم. بعد از ظهر دسته جمعی وارد حرم امامان امام موسی کاظم و امام جواد که هر دو قبر داخل یک ضریح قرار دارند و البته دو گنبد جدا در بالای حرم از دور در منظر دیگران است. ضمن زیارت دسته جمعی افراد متفرق شدند. تا نماز مغرب فرصتی در پیش بود.
شفای درد پا
پس از زیارت گروهی نزدیکی های نماز مغرب (حدود پنج و نیم) در حیاط باب المراد نشسته بودم که با اتکا به این توصیه که امام جواد به خواسته های دنیایی پاسخ می دهد به زبان خودمانی گفتم که من به صورت مشخص، حاجتی را مطرح می کنم (درمان مشکلی که برای قوزک پای چپم پیش آمده و با مراجعه به پزشک و 10 جلسه فیزیوتراپی، مجبور شدم هم سرعت رفتنم را کم کنم. هم از سربالایی و سرپایینی و پله ها یا اصلا بالا نروم و یا با احتیاط جابجا شوم که در مواردی به مشکل نیز دچار می شدم. در نماز نمی توانستم بر روی پای چپ بنشینم و….) که اگر حاجتم روا گردید هم برای امام جواد کتابی می نویسم و هم تغییر در گوشه ای از سبک زندگیم در مسیر کمال و معنویت ایجاد می کنم. هنوز از زمان این طرح معامله برد برد چیزی نگذشت که احساس کردم درد پایم کمتر شده و به نوعی رها شده است. قضیه را جدی نگرفتم ولی در شب احساس کردم وضع پایم خیلی بهتر است و انگار مشکل اساسی ندارم. صبح پس از حرم وقتی به هتل باز گشتم برای صرف صبحانه تصمیم گرفتم به جای آسانسور از پله تا طبقه هشتم بروم و موقعیت پایم را بسنجم. برای اینکه مطمئن شوم دچار توهم نشدم پسرم را هم خواستم که همراهیم کند. با سرعت حدود 4 طبقه را در حدی با شتاب رفتم که پسرم را جا گذاشتم. به بالا که رسیدم مشکلی نداشتم. پس از صرف صبحانه طبقات متعدد را پایین آمدم و دیدم حالم خوب است. دیدم زمان آن است که به عهدم وفا کنم. از همین رو در همان شب اول که به قم بازگشتم سرچی در نرم افزار المکتبه الشامله نموده و کار را آغاز نمودم. نیتی هم برای تغییر خلقی همزمان گرفتم.
تلویزیون در عراق
در شهرهایی که رفتیم حدود 5 شبکه تلویزیونی ایران از طریق تلویزیون اطاق هتل ها پخش می شد. با این تفاوت که در نجف دو کانال عراقی هم دریافت می شد که در کربلا چنین امکانی وجود نداشت. اما در کاظمین اصلا شبکه های سراسری تلویزیون ایران قابل دریافت نبود و به صورت شفافتری تنها برخی از شبکه های استانی ایران پخش می شد.
صبح زود به حرم امام هفتم و نهم برای وداع رفتیم.
راه مدائن
چون قصد داشتم به مدائن بروم از ایران در این زمینه تفحصی از کاروان ها کرده بودم که پیشنهاد اقدام از کربلا را داشتند گر چه همه می گفتند جزو برنامه سفر کاروان ها نیست. در کربلا با چند تن از عراقی ها و مسئول هتل صحبت کردم. نتیجه نهایی این مذاکرات این بود که زایرین ایرانی برای شهرهای خاصی مجوز دارند و رفتن به مدائن خلاف مقررات عراق است به ویژه اینکه گذرنامه ها را نیز مسئولین کاروانها در طول سفر از زائرین می گرفتند. تا کنون فکر می کردم که به جهت فعالیت های داعش، امنیت برای اینگونه اقدامات وجود ندارد و حاضر بودم ریسک سفر را هم بکنم. با این داده ها عزمم به هم ریخت و تصمیمم لغو و آرزوی دیدار از مدائن در دلم ماند.
به کاظمین که رسیدم و فهمیدم که کاظمین و عراق فاصله ای ندارند تازه به ذهنم رسید که بهترین مسیر برای رفتن به مدائن از کاظمین و بغداد است و تنها اشکال این است که دراین برنامه سفر تنها یک شب برای توقف در کاظمین برنامه ریزی می کنند که با نیم روز وقت امکان رفتن به مدائن و زیارت از کاظمین دشوار و ناممکن می شود.
در این سفر کارکرد معیشتی گردشگری و اینجا گردشگری مذهبی را به خوبی لمس کردم. براحتی معاش تعداد بسیار زیادی از عراقی ها با حضور زائرین ایرانی و غیر ایرانی تامین می شود.
باز و بسته بودن شبانه درب حرم
اگر درب حرم امام علی و امام حسین تا صبح باز بود، حرم امامان کاظمین 11 شب تا 5 صبح بسته بود. در کاظمین مقبره شیخ مفید چند قدمی مقبره امامان و مقبره سید رضی (گردآوری کننده نهج البلاغه) و سید مرتضی چند ده متری بیرون حرم قرار دارند. مقبره شیخ کلینی هم همین شهر است.
سبک زندگی غیر سنتی
کاظمین چون در جنب پایتخت قرار دارد سبک زندگی جدید و غیر سنتی بیشتر به چشم می آید و این نکته را با توجه به شیوه پوشش زنان به خوبی می توان توضیح داد. زنان بی چادر و البته بدون اینکه موی سر معلوم باشد (شبیه پوشش زنان در لبنان) در این شهر برخلاف نجف و کربلا پر تعداد بودند. اشاره شد که در سه شهر مورد بحث، زنان رانندگی نمی کنند. اما فردا که برای پرواز به فرودگاه بغداد وارد پایتخت عراق شدیم هم رانندگی خانمی را دیدیم و هم برای اول بار زنان با موهای مکشوف و پریشان را کم و بیش در قالب مسافر و یا فروشنده دیدم و معلوم شد که برابر قوانین عراق زنان از جهت حجاب قاعده خاصی را ندارند و هر کس می تواند هر پوششی را برگزیند. این نکته را سالها پیش در جلسات ماهانه بین دوستان گفتم که نه بی حجاب کردن اجباری زنان که امثال رضا شاه اقدام می کردند درست بود و نه حجاب اجباری جمهوری اسلامی. زنان باید حق انتخاب پوشش را داشته باشند. اگر چنین می شد با پدیده بد حجابی (نیمی از مو پیش و نیم دیگر از پس سر معلوم است و…) که خاص ایران است را نداشتیم. کسی که حجاب را قبول دارد می پوشاند و ندارد که کنار می گذارد. حجاب از روی اجبار چه ارزشی دارد؟ البته دولت می تواند برای زنان شاغل همانند اینکه بسیاری از صنف ها لباس کار و یکرنگ دارند، پوشش مشابه و موجهی در محیط کار در نظر بگیرد.
در سالن داخلی فرودگاه وجود کبوتران چایی و گنجشگانی که در کنار مسافران در آمد و شد بودند و ترسی از آدم ها هم نداشتند جلب توجه می کرد.

روز هشتم (25/11/94)
بازرسی نامعقول فرودگاه
صبح جهت بازگشت برای فرودگاه حرکت کردیم. از هفت و سی دقیقه صبح تا یک و نیم (6 ساعت) ظهر در صف ایست بازرسی های غیر موجه اسیر بودیم. (بازرسی های ناموجه در را مدخل حرم ها هم داشتیم) سگ ها کیف ها را در دو مرحله بو می کشیدند. چندین اقدام بازرسی پیش از اقدام به بازرسی متداول در همه جای جهان داشتند که هیچ منطقی به نظر نمی رسید و تنها سبب اذیت زائران و مسافران می شد. به ویژه که این بازدید برای خروج از عراق بود. ظاهرا می ترسیدند یا مواد مخدری و یا تله انفجاری از عراق خارج شود! زطیرا گفته اند که حین ورود به بغداد چنین سختگیری هایی وجود ندارد.
شهر بغداد برخلاف چند شهر قبلی حال و هوای شهرهای بزرگ ایران را دارد . اتوبان های متعدد و وسیع و فرودگاهی بسیار بزرگ. فرصت دور زدن در شهر نشد تا بیشتر از مسایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ببینیم و گزارش شود. در جنب فرودگاه بغداد عده ای داوطلب اعزام به جبهه برای مبارزه با داعش بودند و سازماندهی می شدند.
در نهایت این سفر که با ترکیب افراد بسیار دور از هم بود به سرانجام رسید (که گاه به جهت تفاوت فرهنگی برخوردهای کوچکی نیز رخ می داد) و با تاخیر یک ساعته پرواز ساعت دو و نیم عصر به سمت ایران آغاز شد. از بالای فرودگاه می توانستیم رودخانه دجله را ببینیم. وقتی وارد ایران شدیم تازه فهمیدیم که کشور جنگ زده با کشوری که در وضعیت صلح و آرامش قرار دارد چه تفاوتی دارد.
مجموعا 7 روز برای دین چند شهر و اماکن مقدس و برگزرای آیین های مذهبی کافی نیست و دست کم این سفر باید 10 روزه باشد.

راهنمای دانلود

لینک‌های دانلود

راهنمای دانلود

  • برای دانلود، به روی عبارت "دانلود" کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.
  • جهت استفاده از فایل های فشرده از نرم افزار WinRar استفاده نموده و به پسورد هر فایل توجه نمایید.
  • در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها تنها کافی است از طریق سیستم گزارش خطا نسبت به بروز مشکل اطلاع دهید تا پیگیری سریع برای حل مشکل اقدام گردد.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Win Rar و یا مشابه آن استفاده کنید.
  • کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.bigtheme.ir ( حتما با حروف کوچک تایپ شود ) می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*