زنان، خلاقیت

چهل و سومین جلسه ایست که راجع به فلسفه خلقت سخن میگوییم. و ذیل این مطلب است که اگر خداوند حکیم و عادل و خیرخواه است، علی القاعده باید خیلی بندگانش را بخواهد، باید بندگانش را به بهترین شیوه تدبیر کند، بیافریند. پس شرور چرا، پس چرا درد و الم و رنج و غم و اینها چگونه باید در گفتمان دینی توجیح کرد. در بحث شرور برای اینکه بحث ها، همه بحث های برهانی و نظری و غیاثی نباشد، و یه مقدار از بحث ها مصداقی و موردی باشد، یک مورد را در موردش صحبت میکنیم. این مصداق هم بحث زنان انتخاب کردیم. حول و حوش موضوعاتی که مطرح شد، یک بحثی را با هم مطرح میکردیم . که اگر مردانت از زنان در حیطه ی جسمی قوی تر اند، میتواند تولید مشکلاتی بکند، رعایت نکردن این توازن باعث آفات و صدماتی برای بانوان باشد. و چون چنین شیوه ی خلقتی به خداوند سبحان برمیگردد، چگونه میتواند با بحث احسن تقویم و بهترین قوام ها و بهترین ساختارها سازگار مطابقت داشته باشد. اینجا بود که بحث متافیزیکی و خلقت زن و مرد مطرح میشود. قدرت جسمی زنان و مردان را مقایسه میکردیم که قدرت جنبه ی سخت و نرم دارد، و بعد نرم پیچیده تر از ابعاد سخت است. در حیطه ی جسم هم زیبایی زنان مطرح است که زیایی خود، منبع قدرت است. از طرفی زنان عاطفی تر اند، بخشنده تر اند، مهربان تر اند و این مهربانی خود منبع قدرت است. حضرت رسول (ص) مثال میزنند که اگر دلربایی میکنند برای میلیاردها آدم، به این خاطر بوده که رحمت للعالمین است. خلوص و مهربانی پیامبر باعث شد که دل ها را در دست بگیرد. اینکه میگوییم قدرت مردان از زنان بیشتر است، مطلق نیست. ممکن است در مواردی استثناء داشته باشیم که قدرت جسمی زنان از مردان بیشتر باشد. و در مواردی که مرد قوی تر از زن است، توازن قوا به صورت صفر و یک نیست، که مرد قوی مطلق باشد و زن ضعیف. قدیمی ها به زنان میگفتند، ضعیفه، اسم زن را صدا نمی کردند. یا مادر احمد و حسین بود یا اینکه ضعیفه بود. واقعیت این نیست که مردان ستبر باشد، مثل رستم دستان و زنان ناتوان باشند. بصورت میانگین یک مقدار مردان قوی تر از زنان هستند. به همین دلیل است که در کتاب “زن در مسئله اسلام و دین” گفته شده است که بیشتر آسیب پذیری زنان در حیطه ی اعمال خشونت، بیشتر مربوط  به ضعف روحی است تا ضعف جسمی. چون در مناقشات و دعوا ها اینگونه نیست که الزاما کسی که قوی تر است پیروز شود. موارد فراوانی دیدیم که در موقع خشونت انسان های ضعیف با جسه محدود، انسان های قوی را از پا درَآورد. در مواردی افراد قوی هیکل را دیده ایم که میتواند وزنه 270 کیلوگرم بلند کند، اما مشکلی که برایش بوجود می آید، مثل بید میلرزد. ما نمونه ی این را در جنگ داشتیم، شهیدی که در صحنه ی عملیات کم آورد، وقتی فضا خشن شد، قوی شد بطوریکه  با تکه های چوب شش هفت متری را چند نفری باهم بلند میکردیم و روی کول این فرد می گذاشتیم. و او اینها را جابجا میکرد. همین فرد در فکه در اثر یک ترکش که زیاد هم باعث خونریزی نشد، شهید شد.  یعنی صرف قدرت قوی جسمی به معنای قدرت قوی روحی نیست. تجارب این را در زندگی داریم. وقتی فضا، فضای خشونت میشود، ضعف روحی، باختن، کم آوردن و نداشتن قدرت نرم باعث میشود که نتوانی از امکاناتی که داری استفاده کنی. در مواجه با مشکلات اگر قدرت روحی بالا  باشد، وقتی از آن استفاده ی خیلی زیادی کرد. ولی اگر قدرت روحی پایین باشد و بهترین امکانات را داشته باشید، نمیتواند از آن استفاده کنید. این نکنته، نکته ی مهمیست. اینجاست که باید زن ها را دعوت کرد که بیایند و در تجارب احتماعی شرکت کنند. آماری از خانم دکتر شکوه نوابی نژاد، در مجله ی حورا، شماره ی چهار، صفحه ی بیست و سه آمده است. خود ایشان قبل از انقلاب پرشنامه ای را مطرح کرد و در ده دانشگاه تهران پخش کرد. عین این سوالات را سی سال بعد در دانشگاه های تهران مطرح کرد. شاغل بودن یا نبودن خانم ها را به پرسش گذاشت. در قبل از انقلاب 87 درصد آقایون گفتند که مطلقا نباید شاغل باشیند. و فقط باید خانه دار باشند. در سی سال بعد که این پرسش مطرح شد، 97 درصد گفتند که باید زنان شاغل باشند. این میتواند معنای زیادی داشته باشد. یکی اینکه بعد از انقلاب مردها بی غیرت شده اند.  که این حرف زیاد نمیتواند درست باشد، یک دلیل ممکن است این باشد نیاز مالی باعث این نظر شده است. و چیزی که از همه ی اینها مهم تر است، این است که زن ها ثابت کرده اند که میتوانند. اینکه یک زن در اجتماع حضور داشته باشد، با مدیر خود اخلاف نظر پیدا کند و مجبور شود محیط کارش را عوض کنید، با اینکه در خانه باشد و  با بچه هایش مشغول باشد، خیلی متفاوت است. در محیط بیرون تجربه هایی بدست می آورد که ما به این نیاز داریم. ما توصیه میکنیم که دختران و زنان بیش از پیش در در محیط های اجتماعی حضور داشته باشند. من اگر مرجع تقلید بودیم میگفتم ورزش رزمی برای بانوان واجب است، نه اینکه مستحب است. چند چیز است که اسلام بر پدر و مادر واجب کرده که به فرزندان خود یاد دهند. یکی شنا و یکی سوارکاری، که امروزه رانندگی ست. هدف اسلام از آموزش سوارکاری این است که فرزندان برای کارهای سخت آماده شوند. آموزش شنا هم خیلی حکیمانه است. هر سال میشنویم عده ای در دریای خزر و خلیج فارس در دریا غرق شده اند. جوان های توانمد بدون دلیل خاصی کشته میشنود. توصیه ی اسلام به این خاطر است که فرزندان برای زندگی آینده و مقابله با مشکلات آشنا شوند. بانوان باید در مدارس آموزش های رزمی را ببیند تا هم از لحاظ جسمی و بدنی تقویت شوند و هم از نظر روحی قوی شوند. شما وقتی اعتماد به نفس داشته باشید، قدرت نرمتان تقویت میشود. دختری که مهارت رزمی دارد، حتی اگر از آن استفاده نکند، همین که بداند اگر خطری احساس کرد میتواند از خودش دفاع کنید، به اون روحیه میدهد. کسی که تا حالا با مشکلی روبرو نشده با یک مشکل کوچک خودش را می بازد و شکست می خورد.

سوال: با توجه به اینکه ما در قرآن داریم که زن و مرد مکمل یکدیگر اند. به تعبیر امروزی میگوییم قدرت نرم و قدرت سخت. با توجه به صحبت شما که اگر مرجع تقلید بودم فتوا میدادم که خانم ها آموزش رزمی یاد بگیرند، فکر نمیکنید اگر خانم ها به سمت قدرت سخت بروند، برای بدست آوردن قدرت نرم که نیاز به تربیت و آرامش دارد، دچار مشکل می شوند؟

الان که بحث زنان است این را می گویم، اگر مرجع تقلید بودم فتوا میدادم که خشونت حرام است. برداری که هر دو سمتش به طرف خشونت است را به طرف وسط بیاید و به تعادل برسد. اینگونه نباشد که یک طرف یک انسان خشن و یک طرف یک انسان ضعیف. یک نکته ی دیگر که باید به آن اشاره کنم این است که زنان قدرت نرمی دارند که می توانند از آن استفاده کنند. که از این جهت از مردان قوی تر اند. جسم ضعیف تر به معنای کتک خوار بودن، در حاشیه بودن و… نیست. تلقی من این است که خانواده هایی که فرزندان پسر و دختر دارند، دخترها برای پدر، دلربایی بیشتری از پسرها می توانند بکنند. بیشتر می توانند پدر را دنبال خود بکشند و تابع مطابقات خود کنند. تعبیر من این است که دخترها می توانند، پدر را که مظهر خشونت و قدرت و زیر بار نرفتن است را بیشتر به چنگ بیاورند. همچنین آیه ی “كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله به بحث قبلی ما اشاره دارد که اگر جسمی قوی تر باشد، لزما به معنی برتری نیست. اینکه یک مسلمان، بیست نفر کافر را می کشت، و اینکه مسلمان در بعضی جنگ ها یک سوم دشمنان بودند و آن ها را شکست می دادند، به قدرت نرم، قدرت روحی، به اعتماد به نفس بر می گشت. اعراب مسلمانی که ایرانیان را شکست دادند، حتی به تعداد لازم اسب و شمشیر نداشتند. ولی سپاه امپراتوری ایران در آن زمان فیل داشت. ما باید بتوانیم از لحاظ روحی خودمان را تقویت کنیم و خانواده مان را تقویت کنیم و زینبی بسازیم که بتوانیم در مقابل ابن زیاد بایستد. تا اینجای بحث این شد که ما آدمیان جسمی داریم، عقلی داریم و دلی داذیم. در حیطه ی دل که به قدرت نرم برمیگردد. زنان مسلح تر اند، نه به آن معنا که مردان از آن برخوردار نیستند. در حیطه ی جسم که معادل قدرت سخت است، مردان قوی تر اند. اما از نظر زیبایی که پدیده ی مفهومی و ذهنی ست، زنان از مردان نیرومند تر اند. در حیطه ی عقل، نظر من در کتاب “مسئله زن در اسلام و دین” این است که زن و مرد برابر اند. نقص عقل زنان را نپذیرفتیم و بحث هایی را مطرح کردیم. بحثی در آنجا مطرح شد که تمایل دارم در اینجا به آن بپردازم، مدعایی مطرح شد که خلاقیت مردان از زنان بیشتر است. خلاقیت به حیطه ی عقلانی برمیگردد، من قصد داشتم از عقل بحثی نکنم و به توضیح جسم و دل بپردازم و با ابعاد دیگر مقایسه کنم ، ولی این مدعا خود به خود باعث شد که از عقل هم صحبت کنم. خلاقیت در لغت یک معنا دارد، در اصطلاح یه معنای دیگر. در اصطلاح خلاقیت یکی از محصولات عقل است. ما هر مفهومی را خواستیم معنا کنیم می گوییم یک معنای لغوی، یک معنای اصطلاحی و انتزاعی، و یک معنای عملیاتی انضمامی دارد. در تعریف اصلاحی، انتزاعی خلاقیت یکی از توانایی ها و قابلیت های عقل است. و به معنای لغوی خلاقیت یک کلمه ی عربی ست به معنای آفرینندگی. آفرینندگی یعنی چیزی را تولید کردن. با این تعریف زنان تولید کننده اند و مردان پیاده هستند. از خلاقیت را به معنای آفرییندگی بدانیم، تمام نسل بشر محصول تولید بانوان است. با این تعریف خلاقیت علاوه بر عقل، شامل جسم هم می شود. در حیطه ی جسم زنان توانایی تولید و آفریدن دارند. خلاق از ریشه ی خلق است، اگر به اسم فاعل دربیاید می شود خالق. صیغه ی مبالغه ی آن خلاق است. خلاق یعنی کسی که بسیار می آفریند. خداوند باری تعالی خالق و خلاق است. ما همه محصول آفریدن خدا هستیم. مظهر خلاقیت الهی روی زمین زن است. و خوب است در این زمینه کتاب “زن مظهر خلاقیت الله” نوشته ی بانو علویه همایونی را مطالعه کنید. زن مظهر خلاقیت الله دقیقا در مقابل ادعایی بود که بعضی دوستان داشتند. اگر خالقیت را به معنای لغوی در نظر بگیریم زن مظهر خالقیت الهی ست. انسان که قوی ترین موجود در روی زمین است را زن تولید می کند. اما من فقط راجع به بعد عقلانی صحبت میکنم.

سوال:  امکان دارد که بعد اصلاحی را می توان به بعد روح هم ارتباط دهیم؟

اگر انسان را جسم و روح در نظر بگیریم، همه ی اینها قطعا توانایی روح است. ما بر اساس یه تقسیم بندی دیگر بحث می کنیم. که انسان جسم و عقل و دین است. عقل و دین هر دو می شوند روح.

سوال: بر اساس ژنتیکی بحثی که می گویید خلاقیت برعهده ی زن است. معمولا این را به زن ربط نمی دهند. زن به عنوان پرورش دهنده است. نسل را به مردان بر می گردانند.   

چیزی که من میتوانم بگویم این است که در طول تاریخ زن بدون مرد، صاحب فرزند شده است. اما مرد بدون زن هیچ کاری نمیتوند انجام دهد. در بوجود آمدن نقش مرد، نقشی آنی و لحظه ای ست و بقیه ی آن به زن برمیگردد. نه ماه و نه روز را که ما میدانیم. بقیه موارد توجیه است. شما از نظر پزشکی مسئله را بررسی کنید که اولا زن بدون مرد میتواند تولید کند یا نه؟ در حیوانات هم اینگونه است. مرغ بدون خروس می تواند تخم بگذارد. از طرفی زن در دامنش فرزند را پرورش می دهد.

از لحاظ اصطلاحی هم تعریفی از خلاقیت بگوییم، هر چند تعریف واحدی از خلاقیت ارائه نشده است. یکی از تعاریف اصطلاحاتی خلاقیت این است: فرآیند ذهنی کشف ایده ها و مفاهیم. یا آمیزش ایده ها و مفاهیم موجود. تعریف دیگر خلاقیت، کنار هم قرار دادن افکار و ایده هاییست که تا قبل از آن پنداشته میشد با هم ارتباطی ندارند. است. خلاقیت حداقل دو بعد دارد، یک بعد بن بست شکنی و یک بعد نواوری ست. بیا تا گل برفشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سفق بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. طرحی نو  اگر به معنای ایده ی نظری باشد، خلاقیت می شود. یک بعد این است که در زمینه ی که کسی کاری نکرده است، انسان کاری انجام دهد و راه را باز کند. در دانشگاه هزاران دانشجو درس می خوانند، در حوزه هزاران طلبه درس می خوانند. اما کمتر کسانی می توانند تولید علم داشته باشند. بقیه مصرف کننده ی علم اند. با این حال برخی مصرف کننده ی خوبی هم نیستند. چون از مطلبی که اساتید گفتند، برداشت غلط می کنند. در ترجمه، ناقص ترجمه میکند. اگر در ریاضیت، در کامپیوتر، در علوم انسانی، در علوم اجتماعی، در علوم  سیاسی کسی طرحی ارائه دهد که تا به حال کسی آن را ارائه نداده است، باید ارزش آن را دانست. این افراد هستند، معدود اند. ولی متاسفانه مشکلی ما داریم این است که این افراد نه میتوانیم به راحتی پیدا کنیم و نه خوب به هم وصل کنیم. که اگر من ایده ای دارم، در کنار کسی باشم که او هم ایده ای دارد تا بین ما تضارب آرا صورت صورت بگیرد. انقلاب فکری و جنبش نرم محصول این آدماست. باید این افراد معدود را پیدا کرد.

سوال: محصولات جدید در حوزه های عملی چه توضیحی میتوانید بدهید.

علوم دو دسته اند، یا علوم محض هستند یا علوم کاربردی اند. تمام علوم کاربردی در حیطه ی عملی هستند. مثلا در حیطه ی عملی پزشکی می گوید که عمل قلب را باید به این شکل مشخص انجام دهید. در حیطه ی عمل کسی میگوید چرا باید فقط به این شکل انجام شود. عمل را می توان از درون بدن، از طریق سیستم و کامپیوتر انجام داد. چیزی که تا به حال به ذهن کسی نرسیده است. چقدر تفاوت است بین کسی که قلبش شکافته شده باشد، تا اینکه بدون شکافته شدن درمان شده باشد. پس در عمل مباحث یا حیطه های نظری محض است یا حیطه های عملی. در فلسفه کسی مثل ملاصدرا پیدا می شود که ارتباطی با عمل ندارد. در حیطه ی عمل کسی می گوید چرا باید این موارد را باهم ترکیب کرد. ممکن است در خیابان سنگ بزرگی بیفتند و افراد نتوانند انرا جابه جا کنند اما بچه ای بگوید چون یا بیل را بر عکس کنید تا اهرم شود و سنگ جا به جا شود. کاری که بیست نفر می توانند انجام دهد در یک دقیقه انجام دهد. بعضی وقت ها مشکلی وجود دارد که شما رفع مشکل می کنید. ما همه در زندگی مشکل کاری، مشکل خانوادگی و… داریم. بعضی افراد برای رفع مشکل راه حلی پیدا می کند. در سختی و مشکلات راه حل پیدا می کند. گاهی اوقات مشکلی وجود ندارد، نوآوری به خرج می دهید. و گاهی اوقات بر مبنای یک نیاز و یک مشکل است که کسی میتواند راه حلی رائه دهد. و عسر و حرج ها را به راحتی درو می کند. برای هر مشکلی چند راه حل مختلف ارائه می دهد. اما گاهی اوقات مشکلی وجود ندارد و فرق نوآوری و خلاقیت به خرج می دهد. ما چون در جنگ بودیم، مجبور بودیم مجبور شدیم بعد تسلیحات خود را تامین کنیم. اینجا خلاقیت وجود دارد، اما خلاقیت از نوع مشکل گشایی. اما در جای دیگر نه فشاری هست، نه مشکلی، چون ذهن خلاقی دارد، نوآوری و ابتکار می کند. افرادی که خلاق اند معمولا این ویژگی ها در آن ها زیاد است:

  1. خیال پرداز اند. آدم هایی که تخیل تر قوی دارند، برای خلاقیت مناسب تر اند. هنر محصول خیال است. افرادی که خیال پردازی بیشتری دارند، بیشتر می توانند ابتکار داشته باشند، به همین دلیل است که بچه ها بیشتر می توانند خلاقیت داشته باشند. و وقتی بزرگ شدند قبول می کنند که خلاقیت دارند و بر اساس  قوانین موجود بازی می کنند.
  2. توجه به امور متعدد در آن واحد. بعضی افراد در اولین موضوعی که درگیر شد در آن می ماند. ولی بعضی افراد دیگر در آن واحد به چند حیطه توجه کنند.
  3. به کار گیری روش های نامأنوس. ما عادت کردیم که فقط روش های مأنوس و متداول را دنبال کنیم. اما بعضی افراد عادت دارند تا همیشه یک تجربه ی جدید داشته باشند. در نتیجه شیفته ی تازگی اند. از کار تکراری خسته می شوند.               

روانشناسان می گویند دو نوع سوال داریم، سوال های واگرا و سوال های همگرا.

سوال واگرا یعنی سوالی که هرکسی به شکل خاصی به آن پاسخ می دهد. بنا به اقتضای ماهیت پرسش، افراد به شکل های مختلف یه آن پاسخ می دهند.

سوال همگرا یعنی سوالاتی که اقتضای آن طویست که همه ی افراد به یک شکل به آن پاسخ می دهند. و پاسخ های مشابه دارد.

افراد خلاق کسانی هستند که به پرسش های همگرا پاسخ های متفاوت می دهند. مثلا کسی می پرسد الان شب است یا روز؟ علی القاعده همه پاسخ می دهیم که الان شب است. اما شخص خلاق یک اما و اگر در کار می اندازد و همه تعجب می کنند. که شاید اشیاء نامأنوس مثال خوبی برای این باشد.

سوال این بود که زنان خلاق تر اند یا مردان؟

بهترین شاهد ما تاریخ است. ما در طول تاریخ هم مردان خلاق دیدیم و هم زنان خلاق دیدیم. در عرصه های مختلفی هم دیده ایم.

در عرصه ی سیاسی:

سوره ی نمل را همه خوانده ایم وقتی داستان حضرت سلیمان و بلقیس رو می خوانید، تصویری که قرآن از بلقیس می دهد، تصویر یک زن خلاق است. هدهد به بلقیس میگوید کسی در منطقه ی یمن حکومت می کند که چیزی کم ندارد. وقتی مشاجره بین بلقیس و سلیمان شکل می گیرد، بلقیس با گروه مشاورین خود که اکثرا مرد هستند مشاوره می کند. اما نظر بلقیس از همه بهتر است. آن ها می گوید ما دارای قدرت هستیم و با سلیمان می جنگیم. اما بلقیس گفت ما آن را آزمایش می کنیم. او که میگوید پیامبر خداست، پیامبران باید ویژگی هایی داشته باشند. مثلا باید دنیا زده و قدرت طلب نباشد. اعجاز داشته باشد و… . بلقیس گفت اول او را آزمایش می کنیم، بعد اگر لازم شد با او جنگ می کنیم. این نکته، نکته ی مهمیست که خشونت باید همیشه آخرین راه حل باشد. عاقل کسی است که اگر میتواند مسئله ای را با گفتگو حل کنید، با چاقو آن را حل نمی کند. اگر می تواند مسئله ای را با دپلماسی حل کند، وارد جنگ جهانی سوم نمی شود. در تاریخ هرجا تایید و گرا و شاهد قرآنی است، یعنی آن مورد خیلی عمیق است. قرآن با لحن احترام  و تایید در مورد بلقیس صحبت می کند.

در عرصه ی اقتصادی:

حضرت خدیجه (س) که پیامبر خاتم با همه ی عظمت و بزرگی یکی از ماموریت هایش این بود که برای خدیجه کار اقتصادی انجام داده است. در همین سفرها بود که امر ازدواج حضرت پیامبر و خدیجه انجام شد. نیرو و اموال بسیار خود را به بهترین شکل مدیریت می کرد. همین که چه کسی به عنوان شاگرد، به عنوان نیرو، به عنوان هیئت موسس و… در نظر گرفته شود، اهمیت فراوان دارد. در کنفرانس بین المللی وحدت، که از کشورهای پاکستان، افغانستان و… علما و فضلای جهان اسلام که همه بالای هفتادسال بودند، در آنجا حضور داشتند، من آنجا گفتم فکر نمیکنی اگر آدم جوان چهل ساله ای که وقتی می گفتیم این کار را نجام بدهید، میتوانست کاری انجام دهد و آتشی به پا کند. اینجا بود، بهتر نبود؟ تا ما که پا به سن زده ایم. همه ی ما می دانیم وحدت چیز خوبیست، اما اینکه برای پای آن باستیم، هزینه کنیم، تشکیلات راه بیاندازیم، تبلیغ کنیم و… . کار یک جوان است. خلاقیت حضرت خدیجه در بعد اقتصادی این بود که تشخیص داد پیامبران به درد فلان کار می خورد. آن زمان که این کار را بر اساس معنویت و دین انجام نداد. تشخیص داد که پیامبر با بقیه متفاوت است. امین است، مدیریت اقتصادی دارد. خدیجه از پپامبر حداقل پانزده سال بزرگتر بوده است و عایشه کوچکترین زن پیامبر است. یکی از مواردی که عایشه عصبانی میشد، زمانی بود که بعد از وفات خدیجه، نام خدیجه می آمد و پیامبر ناگهان منقلب می شد. در حالی که عایشه جوان و توانا بود و خدیجه یک پیرزن بیوه. در حالی که خدیجه زمانی به داد پیامبر رسید که هیچ کس پیامبر را یاری نکرده بود. یک بعد مدیریت خدیجه این بود که همه ی امکانات را در اختیار پیامبر قرار داد و این یعنی تدبیر. “هل ادلکم علی تجاره تنجيکم من عذاب اليم” آدم جایی سرمایه گذاری میکند که از عذاب الیم نگه دارد. خدیجه چقدر زیبا سرمایه گذاری کرد. در ابعاد غیر اقتصادی هم شواهد فراوان است.

در عرصه ی فرهنگی و علمی، حداقل در سال های اخیر، یک مقدار راه را برای دختران باز کردند. خود کنکور مدیریت می خواهد، دو سال باید درس خواندن، استراحت، خواب و…  برنامه ریزی شود. و خود این، یک نوع مدیریت و خلاقیت می خواهد. من به این خاطر مثال کنکور را زدم. والا ما خودمان به شیوه ی کنکور انتقاد داریم، ولی همین که کسی میتواند با خلاقیت تست بزند که کس دیگری نمیتواند. جدا از این که کلاس کنکور می رود و… بخشی از آن به پتانسیل افراد برمیگردد، دختران به قدری جلو آمدند که برخی افراد و مسئولین و قانون گذاران ترسیدند و شروع کردن به سد گذاشتن.

سوال: رمز موفقیت در کنکور را، صرفا خلاقیت می دانید؟ جو جامعه طوریست که سردرگمی باعث شده است پسران ما انگیزه ی لازم برای درس خواندن را نداشته باشند.

پسرانی که تحصیل می کنند امکان بیشتری برای شغل دارند، امکان فرصت ازدواج بهتر دارد یا تحصیل نکند؟ خود این عوامل، باعث انگیزه می شود. الان یکی از سوال مهم ازدواج میزان تحصیلات پسر است. در بین افراد برتر هم همیشه دختران هستند. ما خانواده ها به عناوین مختلف جلوی دختران را می یگیریم.

این که خود خلاقیت وراثتی است یا اکتسابی نکته ی مهمی است. بعضی ها نسل اند نسل خلاقیت دارند یا به اکتساب برمی گردد. راجع به این اختلاف نظرها زیاد است. چیزی که نظر من است این است که یه بخش آن قطعا وراثتی است، یه سری افراد هوش و حافظه ی بهتری دارند، امکانات بیشتری دارند. تفاوت فردی امر مشخصی است. قطعا خلاقیت نیاز به یکی سری امکانات و ظرفیت و عوامل دارد که بعضی افراد اعم از زن یا مرد، از آن برخوردارند.

سوال: شما عنوان کردید که خلاقیت به عقل مربوط می شود. عقل هم بین زن و مرد یکسان است. خود این عقل ژنتیکی است یا محیطی؟

یک بخش ظرفیت های عقل، وراثتی و ژنتیکی است و یک بخش آن یه آموزش و محیط بر می گردد.

سوال: چیزی که شما می گویید در زن و مرد برابر است. چیست؟

   آن چیزی که ما را از حیوان جدا می کند، چیست؟ ما یک انسانم به راحتی از چهارپایی که دو برابر ما وزن دارد، سواری میگیریم. این عاملی که باعث می شود این کار را انجام بدهیم، شیر را در قفس کنیم، پرنده را می کشیم، نکه می داریم و… یک بخشی از عاملش عقلانیت است. عقل، عامل تمایز ما با حیوانات است. وجه مشترک ماست که ما را انسان می کند. یکی از ممیزات ما نسبت به موجودات دیگر، عقل است. از نظر خلاقیت، هم اکتسابی است، هم وراثتی. حتما کسی که میخواهد خلاق باشد، باید یه سری امکانات و  استعداد ها و توانایی هایی نسبت به افراد دیگر داشته باشد.  اما فقط این نیست. ما میتوانیم، انسان بسیار با هوش و با استعداد و با ظرفیت و… را  بگذاریم در یک اتاق و در را روی آن ببندیم. همین که فرد با دیگران ارتباط بر قرار نکند. کافیست که ارتباط یک انسان با انسان های دیگر را قطع کنیم. اصلا عقل بین الاذهانی است. در گفنگوهاست، در تعامل است، در تضارب آراست که اندیشه شلاق میخورد و اندیشه ی فرد شکل می گیرد. حضرت آیت الله حسن زاده ی آملی میفرمود که روایت از دانیل نبی است که است علمای آمل اگر در آمل بمانند رشد نمی کنند.

این بدیهی ست، تو باید با علامه طباطبایی مباحثه کنی، دنبال امام خمینی بیایی،  وقتی من در جلسه ای بروم که همه از من تعریف کنند، انگیزه ای برای فعالیت ندارم. وقتی در مجلسی می روم و در جمله می شنویم که معنای آن را نمیدانم، میبینم چقدر عقبم. دنبال کتاب و نوار و… می رویم. این رقابت ها، این سوالات، دوستان خوب، معاشرین خوب، استاد خوب، کلاس خوب. این ها بسیار تعیین کننده است که هوش آدم به ثمر برسد. چقدر خانواده هایی که مدیریت خوب نداشتند و بچه های با استعدادشان را نابود کردند. البته قصدی نداشتند، قصد و انگیزشان آسیب زدن نبوده است. اما نتیجه ی کارشان خود به خود آسب زدن شد، چون بلد نبودند که با توان این بچه چگونه بر خورد کنند. بچه های از کوچکی نشان می دهد که حافظه ی خوبی دارد، از پنج سالگی جزء سی را حفظ است. بعضی بچه ها خودشان را نشان میدهند، توانایی خاصی دارند. این ها را باید در مسیر قرار داد. خود اینکه تحرک و پویایی و توان دارد، عاملی نمیشود که بتوان گفت اینها شکوفا می شوند. داشتن عقل بهتر، هوش بهتر و… بصورت باالقوه از وراثت است. اما بالفعل کردنش به محیط اجتماعی، به دوستان، به معاشران، به پرسش و پاسخ ها، به شرکت در جلسات علمی و… برمی گردد. اینجاست که میتوان کدهایی را داشته باشیم. یکی از عواملی که باعث میشود بانوان در ابعاد اقتصادی عقب باشند، دلیلش این است که اینها نیامدند بیرون که بگویند اقتصاد چیست. کی یک میلیون دست خانمی آمد و او آن پول را بشمرد. ولی بعضی دوستان ما روزانه پنجاه میلیون را جابه جا می کند. تو اجازه ندادی که فرد آشنا بشه. صرف اینکه فرد توانایی و استعداد داشته باشد کافی نیست. ما محیط را آماده نکرده ایم. تا اینها بیرون بیایند. اینها اندک بیرون آمده اند. رانددگی شاید مثال خویی باشد. خانم ها بالاخره جرآت کردند پشت ماشین بشینند و به خیابان بیایند. اما آقایون پشت سرشان بوق می زنند. بغل دستشان متلک می گویند. او کنش حضور در عرصه ها را تجربه می کند، به جای اینکه او را کمک کنیم، در مقابل او مشکل ایجاد می کنیم. ما نه تنها فرصت ایجاد نمی کنیم، بلکه در جایی که راه باز شده مثل کنکور راه شان را می بندیم. در رانندگی مزاحمت ایجاد می کنیم  تا مجبور شونم به خانه برگردند. این باید در جامعه جا بیفند این مقداری که بانوان حضور دارند، فرصت است. به این فرصت باید کمک کنیم، باید بفهمیم که حادثه ای دارد رخ می دهد. این یک اعتماد به نفس است، یک ریسک است. باید کمکشان کنیم.

سوال: بعضی روانشناسان این نگرانی را دارند که به علت ظلم به زنان در طول تاریخ، امروزه زنان در جهت احیای حق خود نیستند، بلکه می خواهند انتقام بگیرند. بنابراین نگران زن سالاری در آینده هستند.

این چیز واضحی است که انسان عصبی حرکت منطقی از خود ندارد. ما انسانیم، “ الانسان عبید الاحسان” اگر در طرف مقابل انصاف را ببیند. اگر خانمی ببیند که وقتی ماشینش خراب شده است، آقایی به او کمک میکند، دلیلی برای انتقام وجود ندارد، اما برعکس وقتی میبیند مزاحمت ایجاد میکند، شخصیتش را زیر سوال می برد، در آن فضا قرار می گیرد. من فکر میکنم اگر ما نقش هایمان را یاد بگیریم، وظلیف و رسالت هایمان را یاد بگیریم، کمک میکند که رشد کنیم، عادی و متعادل بشویم. این شاید طبیعی باشد اما بعد از مدتی به تعادل برمیگردد، هیچ وقت افراط و تفریط در جامعه ای نمانده است. همیشه آن چیزی که ماندگار است، تعادل است.

پس اگر خلاقیت را به معنای لغوی بگیریم، دامنه ی خیلی وسیعی پیدا می کند، حتی در حیطه های جسمی هم میتوانیم بگوییم، بعضی افراد خلاق تر اند، بعضی افراد غیر خلاق تر اند. ولی عمدتا در علوم روانشناسی و علوم تربیتی، خلاقیت را فرآیندی ذهنی به حساب آورده اند. فرآیندی ذهنی ست که یا ایده ها و مفاهیم را باهم جور می کنیم، نوآوری داریم یا مشکل گشایی می کنیم.

محصول بحث ما این میشود که این حرف که مردان خلاق تر اند و زنان غیر خلاق تر اند، پشتوانه ی علمی ندارد. اگر در عمل شواهدی پیدا میکنیم، به آن دلیل است که در بعد اکتسابی ما راه را باز نذاشته ایم. آن راه کمی هم که باز کردیم، نگرانی هایی داریم، پاورقی هایی می زنیم، اعتراض هایی داریم، متلک هایی داریم که نمی گذاریم این مهارت ها خوش را نشان دهد، وگر نه خلاقیت یکی  از محصولات عقل است و عقل زنان و مردان در نگاه کلان برابر است.

راهنمای دانلود

لینک‌های دانلود

راهنمای دانلود

  • برای دانلود، به روی عبارت "دانلود" کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.
  • جهت استفاده از فایل های فشرده از نرم افزار WinRar استفاده نموده و به پسورد هر فایل توجه نمایید.
  • در صورت بروز مشکل در دانلود فایل ها تنها کافی است از طریق سیستم گزارش خطا نسبت به بروز مشکل اطلاع دهید تا پیگیری سریع برای حل مشکل اقدام گردد.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها از حالت فشرده از نرم افزار Win Rar و یا مشابه آن استفاده کنید.
  • کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.bigtheme.ir ( حتما با حروف کوچک تایپ شود ) می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*